قهرمان ميرزا عين السلطنه

1578

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

كه تازه اسعد السلطنه داده سوار شدم . هم بلند است هم از اين آب خيلى گذشته . آب هم زياد بود . قشلاق زرگر آن دست رودخانه است . آبادتر بود . سربالا شديم به قشلاق ابراهيم‌آباد نرسيده فخر الممالك و اسعد السلطنه با اسعد نظام رسيدند و گفتند در « سون‌تو » احدى باقى نمانده ، امشب را اين‌جا منزل كنيد . در خانهء مرتضى خان ياور منزل كرديم . جاى كثيفى است . معلوم شد فخر الممالك را خواهى نخواهى از سون‌تو خارجش كرده‌اند . صمصام نظام هم ديروز به قلعه جوق رفته كه بعد فخر الممالك هم آنجا برود . ليكن كاغذى نوشته بود در اين‌جا براى ده نفر سوار من جا نبود ، چه رسد به شما ، لهذا رفتم به قشلاقات قراخدرلو . در حقيقت فرار مىكنند و جهت معلوم نيست . اعظام الممالك و لله آقا هم كه مدتهاست اينجا هستند آمده بودند . بعد از مشورت طولانى كاغذى به صمصام [ نظام ] نوشتم كه براى اصلاح امورات شما آمده‌ام . سركرده تو هستى مىبايست استقبال كنى ، منزل بدهى . حالا تكليف چيست . كجا برويم . چه‌جا شما را ملاقات كنيم . شبانه كاغذ روانه شد . مسائل محلى پس از آن‌كه فخر الممالك از همراهى صمصام نظام و مفخم نظام مأيوس مىشود و پيغام مىدهند برويد كاغذى نوشته اسعد السلطنه و اسعد نظام را مىخواهد . آنها آمده مفخم نظام و محمود خان را هم استمالت كرده يار خود مىكنند و فخر الممالك را حركت مىدهند براى قلعه جوق كه كاغذ من مىرسد . قبل از رسيدن كاغذ من صمصام نظام زودتر خبر مىشود از قلعه جوق هم رد مىشود . شب تمام صحبت از اين مقوله بود و يقين دارند كه نخواهد آمد . صبح زود كاغذ رسيد . ابو القاسم خان خاله‌زادهء خود را هم فرستاده بود كه با من كارى نيست مالياتى بده ندارم و مىترسم بيايم . در اين‌جاها هم كه منزل نمىشود كرد . بهترين منازل ايالو ده اسعد السلطنه است ، آنجا تشريف ببرند و حال آن‌كه تمام ماليات از قشلاقات او و طايفهء قراخدرلو و سكز بيات مانده . سوار آنجا سان نداده يا آن‌كه منزل اسعد السلطنه را بلد نيستم و او از مهمان كردن طفره دارد . بارى پيغام دادم امروز قلعه جوق مىروم . شما هم آنجا بيائيد . بعد از ملاقات و اتمام عمل مراجعت به ايالو مىكنم ، هرقدر زودتر كارت تمام شود زودتر مىروم . اسعد نظام را هم جلوتر فرستاديم رعيتها را كه مشوش كرده اطمينان بدهد .